Home / یادداشتها / سازمان نظام پزشکی ایران و هزاران پرسش بی‌پاسخ

سازمان نظام پزشکی ایران و هزاران پرسش بی‌پاسخ

 

 

 

 

 

 

 

»دکتر علی محققی؛ پزشک و مدرس دانشگاه

آیا سازمان نظام پزشکى را می‌توان نهادى مستقل، غیر وابسته و حرفه‌اى تلقى کرد؟ و یا بهتر است آن را یکى از بازوهاى جمهورى اسلامى دانست که بیشتر مجرى منویات وایده‌ها ى آن در امردرمان و سلامتى است؟

متاسفانه با در نظر گرفتن قوانین ومقررات حاکم بر این ساختار، شق دوم سؤال بیشتر با واقعیت دمساز است.

البته در همه کشور هاى در حال توسعه و یا نظام‌هاى توتالیترى امکان بناى تشکل‌هاى مدنى و یا حرفه‌اى مستقل، غیر عملى و حتى غیر ممکن است، چرا که هسته مرکزى ساختار حکومتى، آن‌ها را به عنوان فاعل واگرائى و گریز از مرکز و دربرگیرنده بخشى از اقتدار هسته، تلقى می‌کنند.

از سوی دیگر شرایط زمانى و سایر ملزومات حرفه‌هاى خاص، و بعضى عملکردهاى شبه‌دموکراتیک، اجبارى و ویترنى، در جوامع فوق الذکر منجر به پدیدآیی ساختارهاى کاریکاتوریک، برای به‌اصطلاح خالى نبودن عریضه می‌شود، که یا کاربردی نمایشى دارند یا کارکردشان ابزارى‌ست.  نمونه بارز این مدعا تشکل‌هاى صنفی دولت‌ساخته‌ای نظیر خانه کارگر، سازمان نظام پزشکى،  نظام مهندسى، اتاق بازر گانى و… هستند.

در چنین شرایطى‌ست که سازمان‌ها و یا نهادهایی وابسته دچار‌‌ همان آسیب‌ها، آفت‌ها و ضعف‌هاى سیستماتیک می‌شوند که بدنه حکومت سال‌هاست از آن‌ها رنج می‌برد. به عنوان مثال در رابط با سازمان نظام پزشکى به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

١-علاوه بر تسرى بازیهاى جناحى رایج و معمول در انتخابات مهم کشور در روند انتخابات نظام پزشکى سیاست‌هاى فرقه‌گرایانه و انحصارطلبانه با بازیگرى رشته‌هاى مختلف تخصصى و با چشمداشت به منافع آتى آن، مسیر انتخابات را براى انتخاب افراد غیرجناحى وغیر باندى به شدت تنگ می‌کند. واین عمل موجب تکرار مکرر نتیجه انتخابات می‌شود. بطوریکه در عمل هم مشاهده می‌شود که بدنه شوراى عالى نظام پزشکى در ادوار مختلف چندان تغییر نمى‌یابد.

٢-از سال ١٣۶٣ تقریبا با انحلال نظام پزشکى سابق و تغییرات روز افزون قوانین آن و استحاله تدریجى بدنه‌اش این سازمان در عمل، مفهوم اولیه و وظایف خود را از دست داده و به عنوان ابزارى در دست وزارت بهدارى وقت (وزارت بهداشت و درمان و اموزش پزشکى امروز) قرار گرفت ودر نتیجه مهم‌ترین رسالت خود را که حق تاثیر گذارى در برنامه ریزى کلان بهداشت و درمان وسلامت در وزارت متبوعه بود از دست داد. و در ‌‌نهایت شیر بى‌یال و دمى شد که در عرصه عمل اختیارى به غیر از صدور پروانه مطب و داورى در مناقشات بین پزشکان وشاکیان ندارد.و در نهایت سیاست‌هاى منفعلانه و تسلیم پذیرى محض، در اجراى سیاست هاى دیکته شده، آن‌را به عامل بیگانه از اهداف اصلى خود تبدیل کرد.

به‌باور راقم این سطور، یکى از اهداف مهم هر سازمان ونهادى، همنوائى، همدلى، همگامى و احساس دین و وظیفه در رابطه با ساختار اجتماعى و واکنش و فعل متناسب با آن است،. و اگر این پیوند به نوعى بگسلد و یا در خلاف آن اعمال شود در ‌‌نهایت به باندى تبدیل خواهد شد، که ایده‌اى جز تامین منافع یک یا چند گروه خاص ندارد. لاجرم در چنین حال و هوایی‌ست که  شکاف عمیق بین نهاد طبابت وبدنه جامعه‌ای که در آن خدمت می‌کند، رخ خواهد داد، همانطوریکه در وضیعت حاضر این شکاف بین جامعه پزشکى، ومردم ش و هرازگاه به صورتى در جامعه رخ می‌نماید.

به عنوان مثال نظام پزشکى، در ظاهر براى حمایت از حقوق پزشکان به چانه‌زنى در امر تعرفه‌هاى درمانى می‌پردازد، واگر در این امر موفق شود با توجه به این واقعیت که هیچیک از سازمان هاى بیمه اى زیر بار این تعرفه‌ها نمىروند، لذا در عمل این افزایش بردوش مردم مستاصل بار می‌شود، و مردم هم از فهم آن غافل نیستند یعنى پرداختن پول بیشتر براى درمان و…

به‌جرأت می‌توان گفت که هم اکنون هیچ پزشک با وجدانى نمی‌تواند منکر رواج اخذ زیرمیزى‌های کلان از دردمندان شود؛ اما آیا سازمان نظام پزشکى از این فاجعه صنفی و البته انسانی مطلع نیست؟

سازمان نظام پزشکى در واکنش به اینگونه نا‌بسامانى‌ها با اطلاعاتى که از برنامه‌هاى درمان و بهداشت و سلامتى در سایر کشور‌ها دارند می‌تواند و یا می‌توانست همراه و همگام با توده مردم مسئله درمان رایگان و بیمه هاى غیر کاریکاتورى را مطرح کند، و بین طریق می‌توانست خود را با بدنه اجتماعى پیوند دهد. این درحالی‌ست که خط ومشى کنونى این سازمان فقط به سود عده خاص از پزشکان و با کثرت قلیل است که در حقیقت از وجود آن بصورت رانت استفاده می‌کنند.

شواهد و گفتنى‌ها در این باره بسیار زیاد است و فرصت اندک. باشد تا فرصتی دیگر