Home / تیتر اصلی / طرح هولناک یک پرسش؛ خوزستان معبر بی‌تدبیری‌ است یا تجزیه‌طلبی؟

طرح هولناک یک پرسش؛ خوزستان معبر بی‌تدبیری‌ است یا تجزیه‌طلبی؟

رسانه‌های خبری فارسی زبان، روز گذشته از حمله افراد ناشناس به شهرداری شهرک چمران (جراحی) در استان خوزستان و تیراندازی به ساختمان این نهاد دولتی‌ خبر دادند.

به‌گزارش «آمدنیوز» سایت خبری «تابناک» دیروز نوشت: شهرداری شهرک چمران واقع در شهرستان ماهشهر، امروز مورد حمله مسلحانه دو موتور سوار قرار گرفت.

به گفته شاهدان عینی این حادثه، راکبان موتورسیکلت دو نفر بودند که با صورت پوشیده، از سمت بازارچه قدیم شهر و با اسلحه کلاشینکف اقدام به تیراندازی به سوی شهرداری شهرک چمران کردند. این شهرک در بخش مرکزی شهرستان ماهشهر قرار گرفته است.

در این حادثه تیرهای شلیک شده به ساختمان شهرداری اصابت کرد و به هیچ کس آسیبی وارد نشد. شاهدان عینی می‌گویند: «عاملان این حادثه بلافاصله پس از تیراندازی از محل گریختند.»

انگیزه‌‌های تجزیه‌طلبانه یا فردی؟

هرچند از انگیزه احتمالی عاملان حمله روز گذشته به شهرداری شهرک چمران اطلاعی دردست نیست اما به‌جرات می‌توان گفت که حمله به نهادهای نظامی و دولتی در استان خوزستان البته درطی سالهای اخیر شدت بیشتری پیدا کرده است.

برای نمونه سه ماه پیش حمله دیگری به کلانتری ۲۲ مجاهد اهواز صورت گرفته بود که این حمله برخلاف تیراندازی امروز، دو کشته و دو زخمی بر جای گذاشت.

گفتنی ست ۲ سال پیش حمله‌ی مشابهی به فرمانداری سوسنگرد صورت گرفته بود اما سایت‌های خبری بومی از جمله «رهیاب نیوز»، که اخبار استان خوزستان را پوشش می‌دهد، به جای روایت دقیق حادثه، تلفات این حمله مسلحانه را تکذیب کرد. این درحالی‌ست که «سایت العربیه» همان روز گزارش داد که ساختمان فرمانداری شهرستان «سوسنگرد» در استان خوزستان، شنبه شب(۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴) هدف حمله افرادی از گروه موسوم به «جنبش آزادیبخش عربی الاحواز» قرار گرفت. به نوشته این سایت، این حمله تلفاتی بر جای گذاشت.

انتشار تصاویر و ویدیویی از آنچه حمله به ساختمان فرمانداری سوسنگرد در استان خوزستان توسط «جنبش آزادیبخش عربی الاحواز» که به گفته خودشان برای استقلال خوزستان تلاش می‌کنند، خبرساز شد. ایران این گروه را تجزیه طلب می‌داند.

به گزارش سایت فارسی تلوزیون العربیه، بر اساس بیانیه‌ای که این گروه منتشر کرده در این حمله دو نفر از نیروهای نظامی ایران کشته و سه نفر دیگر زخمی شدند.

اما سایت رهیاب خبر حمله به فرمانداری سوسنگرد را به نقل از منابع محلی اینگونه تایید کرد که «افرادی نا‌شناس با ریختن مقداری بنزین روبروی فرمانداری اقدام به مشتعل کردن آن می‌کنند و پس از روشن شدن آتش تیراندازی‌های بی‌هدفی توسط این افراد انجام شده و به سرعت از محل متواری می‌شوند.»

رهیاب نیوز نوشت که این حمله تلفات جانی نداشته است.

خوزستان و گروه‌های تجزیه‌طلب

با توجه به سوابق حملات مشابه؛ حمله به شهرداری شهرستان چمران را می‌توان جزو رشته حملاتی که توسط گروه‌های مختلفی، که در هر دوره نام متفاوتی بر خود نهاده‌ اما مطالبات مشترکی را پی می‌گیرند، دانست.

برای نمونه در سال ۱۳۸۴ انفجاری در محل کیانپارس اهواز و درون یکی از شعبه‌های بانک سامان رخ داد که باعث کشته شدن ۹ نفر و زخمی شدن ۴۵ نفر شد. این انفجار در آستانه سفر محمود احمدی‌نژاد رئیس دولت نهم به اهواز صورت گرفت.

رئیس جمهوری وقت ایران سفر خود را به این منطقه به علت وضعیت نامناسب جوی لغو کرد و مشاور وی هر نوع ارتباط این تصمیم با انفجارها را رد کرد. یک گروه جدایی‌طلب در همان روزها با پذیرش مسوولیت این انفجار آن‌را در جهت مطالبه‌ای که خود آن را «آزادی اعراب از اشغال ایران» نام نهاده بود، دانست.

حادثه اشغال سفارت ایران در لندن نیز که در آوریل ۱۹۸۰ میلادی (اردیبهشت ۱۳۵۹) رخ داد، توسط گروهی که خود را از طرفداران خودمختاری خوزستان می‌نامیدند صورت گرفت. این حادثه مدت بسیار کوتاهی از انقلاب ۱۳۵۷ صورت گرفت و مقامات ایران حاضر نشدند که به درخواست گروگانگیران برای آزادی تعدادی از اعضای گروهشان پاسخ مثبت دهند.

این ماجرا در نهایت با دخالت نیروهای ویژه بریتانیا (SIS) در روز ۱۵ اردیبهشت و با کشته شدن ۵ نفر و دستگیری یک نفر از اشغالگران و آزادی ۲۶ گروگان به پایان رسید.

طرح هولناک یک پرسش

استان خوزستان به‌مثابه یکی از نقاط استراتژیک ایران همیشه مورد تاخت و تاز و تعدی جریان‌های تجزیه‌طلب عرب بوده و هست و در اغلب موارد با هوشیاری مردم این منطقه تمامی تلاش‌ این جریان‌ها با شکست مواجه می‌شود این درحالی‌ست که در طول سالهای اخیر متاسفانه تمامی مطالبات حقه مردم این منطقه استراتژیک با برچسب تجزیه‌طلبی به بی‌رحمانه‌ترین شکل توسط بازوهای سرکوب نظامی، انتظامی و البته امنیتی حاکمیت سرکوب شده‌است.

فارغ از این درطول چندسال اخیر هجوم ریزگردها و آلوده‌شدن منابع آب شرب، زندگی مردم این منطقه را تحت‌الشعاع قرار داده و با وجود اعتراض مجامع بین‌المللی تلاش چشمگیر و اثربخشی نیز در این حوزه صورت نگرفته است.

برخی تحلیلگران آشنا به مسائل منطقه، فعال شدن این گونه حوادث در خوزستان ایران که جمعیت قابل ملاحظه‌ای از اقلیت عرب‌های ایرانی را در خود دارد، در چارچوب نبرد گسترده نیابتی بین ایران و عربستان سعودی می‌بینند.

حال اما با این توضیحات؛ پرسیدنی‌ست مردمی که تا دیروز از وجب به وجب خاک ایران دربرابر تعدی ارتش عراق دفاع کردند، با این برخوردهای سرکوب‌گرانه درصورت بروز هرگونه جنگ نیابتی در این منطقه، که ظاهرا مدتهاست بین ایران و عربستان سعودی آغاز شده، آیا کماکان انگیزه دفاع از خاک ایران دربرابر هرگونه تعدی را دارند؟

این پرسش زمانی چهره تهدیدآمیز به خود می‌گیرد که می‌بینیم از هرسو مردم این منطقه تحت فشار مضاعف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، زیست‌محیطی و… قرار دارند.