Home / اجتماعی / بازخوانی یک پرونده۲۰ساله؛ خانه‌ای که بسیج و سپاه ویران کردند+ اسناد

بازخوانی یک پرونده۲۰ساله؛ خانه‌ای که بسیج و سپاه ویران کردند+ اسناد

آمدنیوز- آرش شعاع شرق:

شاید به قصه شبیه باشد. یا نه بیشتر به فیلمنامه ماننده است. فیلم‌نامه‌ای که یکی از کارگردانان ارزشی درباره تصاحب خانه‌ی یک خانواده‌ی مذهبی در گوشه‌ای از ایران عصر پهلوی ساخته تا میزان دنائت و خبث طینت طاغوتیان سابق را به تصویر بکشد. البته این قصه باید یک فرجام و سرانجام انقلابی هم پیدا کند که عصر جمعه بتوان با لم دادن مقابل تلویزیون، به جد و آباد ساواک، شاه و اعوان و انصار فاسدش لعنت فرستاد و برای زندگی کردن در امن‌ترین کشور منطقه و ام‌القرای جهان اسلام خدا را شاکر بود و به روح پرفتوحِ… اما نه! داستان پیش رو نه داستان است و نه فیلم‌نامه‌ای که کسی بتواند براساس آن فیلمی پرفروش بسازد برای لعن و نفرین خاندان شاه و فرح و الباقی ماجرا..

بگذارید کمی واقع‌بین‌تر باشیم و از همه مهم‌تر ماجرا را هندی نکنیم چراکه این رخ‌داد دردناک‌تر از هر فیلم یا قصه‌ی هندی‌ای‌ست که تابحال خوانده یا شنیده‌اید: حدود بیست سال پیش خبری از پرونده‌ی تصاحب و البته «تخریب یک واحد مسکونی بدون حکم قضایی» در گوشه نشریه خرداد، یکی از روزنامه‌های پرخواننده آن دوره که به مدیرمسئولی عبدالله نوری و سردبیری علی حکمت منتشر شد.

داستان خیلی ساده بود: در شهری که همگان به‌عنوان مهد نفت ایران می‌شناسندش بدون حکم قضایی و بدون اینکه زحمت حتی شنیدن حرف مردم را به خود بدهند، پایگاه بسیج مسجدالرسول با حمایت سپاه شهرستان مسجدسلیمان، خانه‌ای را که یک خانواده درآن ساکن بودند بر سر ساکنانش خراب کردند. بی‌آنکه به جیغ کودکان و فریاد زنان آن خانه توجهی کنند! چرا؟؟؟ اگر پاسخ این پرسش و چرایی این ظلم عریان را شما می‌دانید ساکنان این خانه ویران شده و البته نویسنده‌ی تبعیدی این گزارش نیز می‌داند! 

گزارش آمدنیوز را به بهانه مختومه نشدن این پرونده پس از قریب بیست سال بخوانید.

در گزارش منتشره روزنامه خرداد آمده بود: «اشخاصی که خود را از اعضاء پایگاه بسیج مسجدالرسول معرفی کردند در هفته جوان با بیل و کلنگ یک باب منزل مسکونی واقع در خیابان نمره یک شهر مسجدسلیمان را بدون توجه به حضور ساکنان آن تخریب کردند.»

در ادامه، خبرنگار این روزنامه به سراغ یکی از ساکنین آن خانه می رود تا با او به گفتگو بپردازد.مژگان محمدی از اهالی خانه در این مصاحبه می گوید: «این افراد با در دست داشتن اسلحه و بدون حکم قضایی به تخریب خانه پرداختند و اشیاء قیمتی خانه را با خود بردند.»

او در ادامه می گوید: «اکنون خانواده من در کوچه و خیابان آواره هستند و حتی لباس برای تعویض ندارند. حتی مادرم ناچار شد از همسایه‌ها چادر امانت بگیرد!»

این قربانیِ مالباخته می افزاید: «به تمامی مراجع شکایت کرده ایم، ولی هنوز جواب قانع کننده‌ای به ما نداده اند هرچند همه به محرز بودن جرم آنان اعتراف دارند.»

این گزارش کوتاه روزنامه خرداد سریعاً با واکنش و پاسخ سپاه منطقه ی خوزستان همراه شد.

سپاه منطقه ی خوزستان ضمن تائید تخریب خانه ی مورد اشاره، به تکذیب صریح نقش بسیج و سپاه می پردازد. در جوابیه سپاه عنوان می شود؛ «شاید عده‌ای با سواستفاده از نام بسیج چنین اقدامی را انجام داده اند و قصد خراب کردن نام بسیج را دارند که شناسایی این افراد کار چندان سختی نیست.»

خانواده ی مال باخته، وکیل می گیرند و با پیگیری‌های فراوان تلاش می کنند تا مجرمانی که خانه آنها را تخریب و اموال‌شان را غارت کردند در دادگاه محکوم کنند. وکیل پرونده به دلیل کارشکنی هایی که در دادگاه صورت گرفت، از طریق کمیسون اصل نود مجلس پیگیر می شود، اما در کمال وقاحت به او می گویند: در به دلیل نقش بسیج و حمایت سپاه، در روند پیگیری پرونده به خط قرمزهایی خوردیم که از ادامه پیگیری آن معذوریم!

در واقع این کمیسیون در مجلس، بسیج را از خطوط قرمز نظام تلقی کرده و از پذیرش دادخواهی این خانواده در برابر مظالم سَر باز می زند! به نحوی که هنوز بعد از گذشت دو دهه از شروع این شکایت، پرونده به طور مسکوت باقی مانده و به آن رسیدگی درستی نمی شود.

نکته قابل تامل دیگر در خصوص این پرونده، پاراگرافِ آخر گزارش روزنامه خرداد  است که می نویسد: «خبرنگار این روزنامه تلاش دارد تا مشروح گفتگوی خود با وکیل این پرونده را منتشر کند.»

اما پس از دخالت سپاه منطقه، هیچ وقت گزارشی نه تنها در روزنامه خرداد، بلکه هیچ نشریه دیگری منتشر نمی شود. به نحوی که احتمال می رود نشریات خوزستان از سوی سپاه منطقه تهدید شده باشند که حق ادامه پرداختن به این پرونده و انتشار هیچ گونه خبری  را در این خصوص ندارند. چرا که از این قبیل اقدامات و تهدیدهای خبرنگاران در ایران سابقه طولانی دارد و بارها شاهد آن بودیم که خبرنگاری پس از انتشار یک خبر زیر فشار و یا تهدید نهادهای امنیتی مجبور به حذف خبر و دست کشیدن از ادامه انتشار گزارش می شود.

نکته اینجاست که این پرونده هنوز مختومه نشده و باوجود تمامی دست‌اندازی‌ها و تهدید‌ها و تکذیب‌ها، مال‌باختگان این ماجرا به‌دنبال احقاق حقوق حقه خویش هستند.

دردناک‌تر اینکه این «خط قرمز پنداری ها» سبب شد تا در بسیاری از موارد بسیج، نهادهای اطلاعاتی و نظامی مانند سپاه دست به اقدامات خودسرانه بزنند و به تهدیدی برای خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای تبدیل شوند و با جسارت تمام بگویند، هرزمان هرکاری که دلمان بخواهد انجام می‌دهیم.

کاش روزی، کسی، جایی…