Home / یادداشتها / تسلیت به کارگران، تبریک به سرمایه‌داران 

تسلیت به کارگران، تبریک به سرمایه‌داران 

رضا رخشان- فریدون نیکوفرد*: پس از هر انتخاباتی و سرکار آمدن فرد یا جریان پیروز، بخصوص در انتخابات ریاست جمهوری که مبتنی بر اجماع عمومی است، معمولاً رسم بر این است که جریان پیروز در اولین روزهای بعد از پیروزی، اقدام به تصویب و یا اجرای طرح‌هایی می‌زند که مورد موافقت و رضایت کسانی باشد که در پیروزی‌اش نقش مؤثری داشته‌اند؛ یا افراد و احزابی که از او حمایت کرده‌اند را در مناصب مختلف به‌کار می‌گیرد. در کشور ما متأسفانه به دلیل شرایط خاص سیاسی، احزاب واقعی با بدنه وسیع اجتماعی ملاحظه نمی‌شود بلکه معمولاً احزاب و جریاناتی حضور دارند که کمتر اتفاق افتاده که تمام‌وقت فعال بوده باشند؛ به‌این معنی که فقط درزمان انتخابات چندنفری دورهم جهت شده و بنام حزب از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت می‌کنند یا در انتخابات شوراها لیستی خاص ارائه می‌کنند تا شاید در صورت پیروزی و در بازی سیاست که مبتنی بر مؤلفه‌های قدرت و ثروت است دست بالا را داشته باشند. بدون آنکه ثمرات این پیروزی در پایین‌دست جامعه ملاحظه شود.طبعا حزب می‌بایست از پایین‌ترین سطح افراد جامعه، یعنی کارگر، کشاورز، دانشجو، روستایی، پرستار، معلم، باسواد و بی‌سواد تشکیل شود چراکه هر فردی، با هر جایگاه اجتماعی در انتخابات، تنها یک رأی دارد.

اما برگردیم به ایران و پیروزی جریان دولت روحانی که به‌شدت طرفدار مناسبات سرمایه‌داری است. گویا کارگران در این انتخابات در طیف جریان بازنده قرارگرفته‌اند که این‌چنین، با طرح لوایح و بخشنامه‌هایی، طبقه کارگر مورد عتاب و تنبیه قرار می‌گیرد. شاید فکر می‌کنند که گفتمان جریان رقیب که مبتنی بر حمایت از دهک‌های پایین جامعه بود، اقبال کارگران را بیشتر همراه داشته وپس این‌چنین باید  مورد تنبیه قرار گیرند.

جدا از بحث خصوصی‌سازی‌های گسترده و غیر کارشناسانه (بخوانید خانه‌خراب‌کن برای کارگران) اجرای طرح ضدکارگری‌ کارورزی ازجمله این مصیبت‌هاست.

اما چرا ما با طرح کارورزی مخالفیم؟ اولاً این طرح به‌هیچ‌وجه موجب کاهش بیکاری نمی‌شود و در آن کارفرما هیچ شکلی از الزام قانونی در فردای پس از کارورزی ندارد. از سوی دیگر وجود این طرح فی‌نفسه موجب تضعیف جایگاه قانون کار می‌شود. به‌این معنی که عملا تضعیف آن بخش از قوانین محدودی که در راستای منافع کارگر است، درپی دارد. همان‌طور که در مسئله قراردادهای سفید امضا، قانون کار دور زده شد.

مشکل دیگر این طرح عدم انجام تعهدی است که دولت در بحث پرداخت حق بیمه کارورزان توسط دولت به تأمین اجتماعی برای خود ایجاد کرده است. درصورتی‌که دولت نتواند تعهدی که برای خود ایجاد کرده را پرداخت کند و یا مانند روال گذشته که بجای پرداخت تعهد خود به این سازمان، شرکت‌های ورشکسته را در قالب اصل ۴۴ به تأمین اجتماعی واگذار می‌کرد، این بار فاجعه عظیمی اتفاق خواهد افتاد و سازمان تأمین اجتماعی هم با کمبود بیمه‌گذار مواجه شده و تناسب بیمه‌گذار به مستمری‌بگیر هم به هم خواهد خورد وپس به دلیل کمبود منابع مالی عملاً فلج خواهد شد. اگر سازمان تأمین اجتماعی با این سیاست دولت مخالفت جدی نمی‌کند به دلیل این است که رئیس این سازمان توسط دولت انتخاب و منصوب می‌شود.

طبقه کارگر در ایران  اقدامات ضد کارگری و مصیبت‌بار مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی در زمان دولت‌های نهم و دهم را فراموش نکرده‌اند و آثار مخرب سیاست‌های غلط ایشان هنوز برطرف نشده که دولت روحانی با طرح کارورزی و دیگر طرح‌ها در حال تیشه به ریشه زدن این سازمان هستند. از سوی دیگر، از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که در انتخابات اخیر، در جهت کمک به جریان دولت فعالیت می‌کردند،  انتظار می‌رفت با عطف به اینکه قانون طرح کارورزی از برنامه‌های آتی دولت روحانی است  واگرایشان مجدداً انتخاب شود و طرح فعلی را پیش ببرد موجب تحقیر و از دست رفتن فرصت زندگی خواهد شد این مطالبه یعنی حذف این طرح را در صورت پیروزی از دولت خواستار شوند که متأسفانه این‌چنین نشد.

بااین‌حال، در این سال‌های اخیر، وجود قانون کار فعلی، خاری در چشم و استخوانی در گلو، هم برای دولت‌ها وهم برای کارفرماها بوده است. سعی و تلاش فراوانی در جهت تغییرات قانونی در آن شد که با مقاومت جامعه کارگری، تاکنون ره بجایی نبرده است. اما گویا این بار جهد و تلاش نه در جهت تغییر، بلکه دور زدن این قانون است. وجود  طرح کارورزی را می‌توان  در همین راستای دور زدن و تضعیف قانون کار ارزیابی کرد.

البته شاید یکی از دلایل و یا حتی مهم‌ترین دلیل اجرای چنین طرحی را، حرکت شتابان دولت روحانی به سمت مناسبات سرمایه‌داری دانست که قطعاً در این مسیر توصیه‌ها و فرمان‌ها سازمان تجارت جهانی و صندوق بین‌المللی پول از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌شوند. تا نیروی ارزان کار را برای نظام سرمایه‌داری فراهم کند.

ایجاد شغل بهانه است شغلی که در آن  یک‌سوم حقوق ثابت به کارورز پرداخت شود و هیچ تضمینی در رابطه با کارفرما و پس از پایان دوره کارورزی وجود نداشته باشد  تا فرد مذکور را جذب کند شغل نیست. بلکه بردگی و تحقیر آدمیت است. بنابراین جامعه کارگری یک بار برای همیشه می‌بایست تکلیف خود را با این‌گونه اقدامات فریبکارانه  و هماهنگ شده، بین دولتیان و کارفرمایان را مشخص کند. چاره کار در برخورد با چنین طرح‌های ضد کارگری همانا تشکل‌یابی و سازمان‌یابی مستقل کارگری است که باعث همبستگی بین کارگران در مقابل چنین طرح‌های ظالمانه‌ای می‌شود.

تجربه ثابت کرده از زمان انحلال یک جانبه سندیکاهای کارگری و ایجاد شورای اسلامی کار و انتصاب مهندسی‌شده افراد به‌عنوان نماینده کارگر نمی‌شود با این اقدامات دوجانبه که در دولت طرفدار سرمایه‌داری روحانی تشدید شده است، مقابله کرد. متأسفانه در لوای اجرای اصل ۴۴ شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که اصل هدف فراموش‌شده وهم نحوی واگذاری‌ها جای حرف‌وحدیث دارد که یا «خصولتی» است یا خودمانی‌سازی (رانتی) وهم اجرای آن باعث شکاف عمیق طبقاتی بین جامعه شده؛ بنابراین هر چه هست خصوصی‌سازی نیست. اگر هم هست که برای ما، بازهم مصیبت است. 

_________________________________________________ 

*از کارگران نیشکر هفت تپه